بسمه تعالي
مي رسد لحظه گل كردن تكبير شـما دست عشق است در اين مرحله با پير شما
يا ربا ماست مبادا كه زمين گير شويد مي هــراسـنـد شــغـالان ز دل شـير شـــمـا
طي شود غــائله رنگي اصحــاب نفاق گردهد رخصت يك حمله به مــا ميــر شما
خصم ، كور است گر از مهر جهانتاب امام اين زمان چيست مگر علت و تقصير شما
پاس عا شور شكستند اگر جمعه يزيدان زمان بگذرد اين غم جانسوز ز تدبير شما
گرچه بگرفت دل از هجمه ياران سراب بشكند كفر ز بانگ زبـرو زير شما
مي شناسند سلحشوري ما عالم كفر خورده از ضربت ما ضربه و از تير شما
رسد آن صبح ظفر آور و هنگامه نصر نيست نابودي از اين حادثه تقدير شما
دوستان لحظه گلرنگ حضوري دگر است نگذرد فرصت اين فتح ز تأخير شما
خاطر رزم شما مانده به سر دفتر عشق بينم از قاب افق رايت و تصوير شما
چشم دنيا نگرانست در اين لحظه عطف كه چه تحرير كند خامه تقرير شما
تهران - شامگاه 8/10/88 حبيب اله فتاحي اردكاني
fardanews.com